احوالات خوب
سلام جینگل مامان .... نفس مامان .... خوشمل مامان ... ناناز مامان... دنیای مامان ... کورش جونم شنبه قبل رفتیم تهران تا ازمایش های شما انجام بدیم این دفعه ازمایش خون هم ازت گرفتن وای چه صحنه برای من بود یک مرد هیکلی بد خلاق ازت خون گرفت گفت باید روی تخت بخوابه بعد به من گفت پات بگیرم بابا محمد هم دست وبدنت تا تکون نخوری شما هم حساس زدی زیر گریه کوتاه هم نیومدی هنوز دستت سیاه هستش ازمایش که تموم شد برگشتیم تا پنچ شنبه که نوبت دکتر داری دوباره بریم . چهارشنبه هم رفتیم نوار گوش گرفتیم شما خیلی ارام نشستی ونوار ازت گرفتن بد...
نویسنده :
مامان منا
18:56











