کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

لحظه احساسی

1391/2/24 5:34
نویسنده : مامان منا
475 بازدید
اشتراک گذاری

 

کورش مامان   چهارشنبه خیلی روز خوبی بود اخه شب بابا محمد قرار بیاد من که خیلی خوشحالم فکر کنم تو همین طور چون 21 روز ندیدش بهونش هم حسابی گرفتی! اخه بیش از اندازه بابایی هستی عزیزم ای وای بابا محمد تو شب میرسه منم شما عزیز دلم تا ساعت یک تونستم بیدار نگه دارم ولی دیگه خوابت میومد و خوابیدی گلم  ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩ بابامحمد ساعت 4 صبح رسید وشما هم خواب  بودی اول اومد بالا سرت اروم بوست کرد ونگاهت کرد نزدیک ظهر که بیدار شدی چشمت به بابا محمد افتاد مات شدی سریع بغلت کرد وتو هم دست گردنش کردی و سرت روی شانه های بابا محمد گذاشتی و دستت از گردنش جدا نمیکردی ونزدیک یک ربع به همین صورت بود وگاهی هم نگاه تو چشمش میکردی  خلاصه منم یواشکی از هر دو تون فیلم گرفتم من این صحنه رو دیدم یه جوری شدم اصلا نمیتونم وصف کنم عزیزم امیدوارم همیشه همین جور باشی نسبت به بابا محمد   

یادم رفت یک چمدون سوغاتی خوردی از منم بیشتر  حالا حالا نیازی  به لباس و اسباب بازی نداری

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

هدیه جووووووووووووووون
24 اردیبهشت 91 20:43
سلام
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ، سـرچشمه محبت و الطاف داور است

بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است ، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است . . .
روز مادر گرامی



ممنون هدیه جون
❤。★مامان رضا جون★。❤
25 اردیبهشت 91 15:26
الهی فدات بشم کاشکی فیلمش رو برامون بگذاری
خودمونیم ها حسودی که نکردی؟؟؟




نه بابا ما از دار دنیا یه کورش بیشتر نداریم میخواستم فیلمش بزارم بابا محمد نزاشت


خاله سارا
26 اردیبهشت 91 11:18
کوروش جون مامانت راس میگه منم از پشت تلفن شاهد این ماجرای عشقولانه ای شماوبابامحمد بودم عسیسم



سارا جون پس یادت نره یه بار شاید بخواهم شهادت بدی
❤。★مامان رضا جون★。❤
1 خرداد 91 9:48
کجاییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟


شارز ندارم