کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

گردش

1391/2/29 19:28
نویسنده : مامان منا
573 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

  

عشق مامان دیشب تا نزدیک 5 صبح بیدار بودی بازی میکردی بعدش خوابت برد دیگه فردا نزدیک ظهر همگی بیدار شدیم چون جمعه بود بابا محمدهم خواب بود بعد کم کم کارهامون انجام دادیم رفتیم خونه مامانی و بابایی برای صرف ناهار          دنیای زیبا   بعد قرار شد شب همگی بریم بیرون مامانی شام درست کرد رفتیم قمصر هوای اونجا حسابی خنک بود شما که خیلی بهت خوش میگذشت چون با عمو مصطفی حسابی بازی میکردی ماشین بازی هم کردی خیلی خوشحال بودی الهی فدات بشم عشق من .دیگه نزدیک ساعت 1 بود حرکت کردیم شما گریه میکردی که نریم میخواستی اونجا بازی کنی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مهسا مامان باربد
4 خرداد 91 14:48
لیله الرغائب شب آرزوهاست چشماتو ببند آروم بگو خدایا من عاشق توا م وبه تو نیاز دارم به قلب من بیا!! شما هم مثل من این شب رو به دوستات یاداوری کن شاید که از باغ دعاشون یک گل هدیه بگیری به یادم باش
خاله مهتا
15 خرداد 91 0:01
نامرد تهنا تهنا میری می گردی؟؟؟منم باهات قهرم !!!!!!!!!!!من و قهر اونم با سناتوری همچون شما؟؟!!!!!



به قول سحر چرا که نه؟؟؟؟؟