کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

باغ پرندگان

سلام به عزیز دلم کورش جونم مامان شرمنده این چند روز حسابی مشغول بودم نرسیدم به وبت سر بزنم الان یه ذره جبران می کنم امروز که بابا محمد میخواست بره بیرون گفت میای بریم باغ پرندگان فقط یک دور بزنیم  ناهار هم خونه مامانی و بابایی باشیم منم گفتم حرفی نیست قرار شد هر موقع بیدار شدی زنگ به بابا محمد بزنیم  بیاد با هم بریم تا کارات بکنم وصبحانه بخوری وبابا محمد هم بیاد ساعت نزدیک 12 شده بود  داشتیم میرفتم که بابا محمد به مامانی و عموها گفت شما هم میاد گفتن بله دیگه همگی رفتیم که برای ناهار خونه باشیم اونجا که رسیدیم حسابی بازی کردی همه نوع پرنده ای بود وهمین طور همه حیوانی مثل گربه وکانگورو و شتر و اسب و... میخ...
15 تير 1391

لب تاب

سلام به گل پسرم کورش خان که عزیزتر از جانم هستی عزیزم تو علاقه خاصی به لب تاب داری هر جا لب تاب باشه کورش هم همون جا هستش  ولی لب تاب عمو مصطفی رو بیشتر همه دوست داری نمیدونم برای رنگش که سفید یا از اول اجازه بهت داده که دستش بزنی ولی جالب تر اینجا هستش تا سراغ لب تابش میری دست بهش نمیزنی جلوش میشینی اگه عمو مصطفی بهت خندید سریع زیرورو میکنی اگه فقط نگاهت کرد بلند میشی میری سراغ بازی خودت  ولی مال من کاری به اجازه نداری خودت هر کاری بخوای بهش میکنی .داشت یادم میرفت دوستم لب تابش اورده بود منزل ما بهش گفتم حواست باشه کورش میاد سراغش ولی شما یک نگاه کردی هیچ محلی نزاشتی انگار نه انگار که عاشق لب تابی منم حسابی حال کردم ...
9 تير 1391

کورش دختر نمیشهههههههههه

سلام به عشق زندگی من وبابا محمد. ما هر چی بگیم دوست داریم کم گفتیم ما برات میمیریم تو همه جون وعمر وزندگی من وبابا محمد هستی کورش جونم تو به سرت خیلی حساسی دست به سرت برسه صدات در میاد اصلا کلاه ملوانی که داری سرت نمیزاری سریع کلات در میاری نمیزاری موهات شانه کنم سریع چشمات میمالی عاشق حمامی به شرطی که دست به موهات نزنم بخاطر حساسیت بعضی وقتا بابا محمد باهات شوخی میکنه شال من سرت میکن صدای عزیزدلم در میاره و بهت میخوند امشب دوباره این کار کرد منم سریع عکس گرفتم الهی من فدات بشم مامان به بابا محمد بگو اینجوری نکنه اخه من شوخی هم دوست ندارم شما اذیت بشی     ...
8 تير 1391

زیارت

کورش جونم چه خبرا؟ الان عزیزدلم داره یه خواب حسابی میکنه ای جانم عشقم دیروز عصر که بابا محمد داشت میرفت بیرون گفت میای امشب بریم مشهد اردهال منم قبول کردم بعد به مامان لیدا گفتم اونم گفت ماهم میایم دیگه ساعت ٩ بود من وشما وبابا محمد و مامان لیدا وبابایی و مهتا حرکت کردیم شما هم تو ماشین خوابت برد تا رسیدیم بیدارشدی هوا خنک بود حالا میخواستی اب بازی کنی همه لباست خیس کنی دیگه با بابا محمد رفتی زیارت بعد اومدی پیش من تو زیارت همه چادر مشکی بودن  کمی ترسیدی از من جدا نمیشدی اخه از اول تا حالا به چادر مشکی عکس العمل نشون میدی خلاصه بعد از زیارت رفتیم تو پارک نزدیک زیارت نشستیم وشام خوردیم مامان لیدا کتلت و کوکو اورده بود با مخلفاتش ...
7 تير 1391

ددر

  سلام سلام صدتا سلام به همه نی نی های دنیا چه پسمل چه دخمل عاشق تک تک تون هستم کورش جونم هر روز شیرین تر از روز قبل میشی میدونی امروز چیکار کردی؟امروز ظهر عمو مسعود خونه ما بود وقتی میخواست بره شما سریع کفشات اوردی دادی به عمو وبهش گفتی پا یعنی پام کن اونم پات کرد بعدش با من بای بای  کردی وبعددست عمو گرفتی وبه طرف در رفتی و بهش نشون دادی بریم بیرون وباهم یک دور زدید برگشتی دوباره عصری این کار کردی کفشات اوردی دادی به من گفتی پا بعد بلند شدی بامن بای بای کردی به طرف در رفتی دیدی من نمیام  رفتی شال من اوردی واشاره کردی سرت کن خلاصه بیرون اجباری با هم رفتیم  . الهی من قربون این کارات و خودت بشم که انقدر کارا...
6 تير 1391

دوست داشتن

سلام به بهترین پسر دنیا   2 شب یاد گرفتی بگی کی دوست داری نه ببخشید کسی نه؟ فقط بابا مجمد هر موقع بهت میگیم بابا محمد چندتا دوست داری 5 تا انگشتات میاری بالا و میگی هیتا  وقتی میگیم مامان منا رو چندتا دوست داری؟ فقط نگاه مکنی دیگه بقیه بماند. اصلا فکر کنم تو دنیا عاشق بابامحمد هستی فقط بابامحمد هیچ کس دیگه اونم که برای تو چیکار میکنه بعضی وقتا من حسودیم میشه ولی من عاشق 2 نفرتون هستم ...
3 تير 1391

تلفن

پسر گلم هر روز کارهای بامزه انجام میدی چند روزی تلفن بازی میکنی گوشی من یا تلفن خونه رو بر میداری شماره میگیری بعد روی گوشت میزاری و شروع به حرف زدن میکنی و باید  راه بری و صحبت کنی اگه سر حال هم باشی دیگه من جق ندارم تلفن صحبت کنم داد میزنی گوشی از من میگیری که صحبت کنی با کسی تلفنی صحبت نمیکمی خودت با خودت صحبت میکنی فدای این کارت برم   ...
2 تير 1391