کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

بازی

نفس مامان   چندتا بازی بلد شدی اولی لی لی حوضک خودت بازی میکنی فقط نمیتونی بخونی  یکی دیگه کلاغ پر فقط حرکت دست انجام میدی بعضی وقتا میگی پ پ      قایم موشکم بلد شدی وسایلت قایم میکنی من پیدا میکنم بعضی وقتا هم بر عکس    بازی اتل و متل هم انجام میدی فقط با حرکت دست   دیگه یادم نمیاد بازی که بلد باشی به امید بازیهای بیشتر ...
19 فروردين 1391

نا نای کردن

عزیزم عاشق رقص و نانای هستی   چند روز پیش رفتیم عروسی  حسابی حال کردی فقط دست میزدی و نانای میکردی به خاطر این کارت داماد ومامان داماد بهت شاباش دادن الهی من قربون خودت و هنرت برم   ...
17 فروردين 1391

عوارض واکسن

امروز که از خواب بیدار شدی  دیدم بدنت دونه های قرمز زدم به بابا محمد  سریع امد وبردیمت دکتر . اقای دکتر تعجب کرد   گفت از 1000 بچه که واکسن یک سالگی میزنه یکی این عوارض میگیره اونم پسرشما  هستش بله عزیزم سرخچه و سرخک خفیف گرفتی امیدوارم زودتر خوب بشی ...
15 فروردين 1391

عیدی

عزیزم امسال اولین سالی که با هم میریم عید دیدنی من که خیلی خوشحالم تو رو نمی دونم ولی حسابی عیدی جمع کردی   کادو های تولدتم حسابی بود . به نظر من عید خوبی داشتی ...
14 فروردين 1391

واکسن

کورش جونم  امروز با هم رفتیم واکسن 1 سالگیت بزنیم البته با تاخیر برای اینکه 1 فروردین تعطیل بود گفنتن واکسن 1 سالگی بجه تب نمیکنه و مشکلی نداره از 1000 نفر شاید یکی سرخچه و سرخک خفیف بگیر به هر حال شما واکسن مثل یک مرد زدی بدون هیچ گریه ای  ممنون گلم  ...
7 فروردين 1391

جشن تولد

                 عزیزم  امروز با تاخیر تولدت گرفتیم ولی همه چیز عالی بود من نمیگم مهمونها میگن   همه سنگ تموم   گذاشتن شما هم مثل فرشته شدی  وحسابی کادو گرفتی و بعد از خوردن کیک یک یاگاری از طرف شما به مهمونها دادیم  عکست روی شاسی زده بود                    ...
4 فروردين 1391

تاخیر تولد

پسر گلم شرمنده    اول اینکه به وبلاگت سر نزدم  دوم اینکه جشن تولدت عقب افتاد  این اتفاقات به خاطر بابا محمد بود چون 27 اسفند حالش خیلی بد شد مجبور شد بیمارستان بستری بشه از دکترش خواهش کردیم شب عید مرخص بشه  اونم قبول کرد و تولدت 4 فروردین شد   ...
3 فروردين 1391