کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

نیایش

1391/2/2 18:19
نویسنده : مامان منا
429 بازدید
اشتراک گذاری

هستی مامان وبابا چند روز بابا محمد نیست رفته مسافرت شما هم خدا رو شکر بهتر شدی چند روز پیش خاله سارا اومد خونمون وگفت میخواد بره مشهد منم که برای سرما خوردگی شما ناراحت بودم گفتم تا رفتی زیارت 2 رکعت نماز مخصوص کورش بخون تااین دفعه خوب بشه

 

       پریشب خاله سارا برام پیام فرستاد که تو زیارت نیت کردم برای کورش نماز بخون تا اسمت بیار نقاره زدن یکی شفا گرفته بوده هم زمان با نماز سلامتی شما  من یه جورایی شدم تا پیام خوندم  میدونی یاد چه سالی و کجا افتادم؟ مرداد89 مکه بله عزیزم من وبابا محمد رفیم مکه البته شما هم بودی ولی یواشکی هیچ کس نمیدونست فقط خداو فرشته ها میدونستن   من مدینه حالم خوب بود  مکه که رسیدیم بعد از اعمال که انجام دادیم حالم بد شد چند بار دکتر رفتم هیچ کس متوجه نشد هیچی نمی تونستم بخورم  با چه حالی میرفتم خونه خدا یک روز که خیلی حالم بد بود روبه روی خونه خدا نشتم و شروع به گریه کردن کردم وبه خدا گفتم 01900000 خداجون نا شکری نمیخوام بکن ولی همه بنده ات که مریض هستن وقتی میان خونه تو خوب میشن . من که سالم بودم اومدم چرا دیگه نمیونم تکون بخورم روز به روز بدتر میشدم تا برگشتیم رفتم  ازمایش البته عمه لیلا گفت برم اونجا متوجه شدم که مکه عجله کردم خدا تو عزیز دل به من و بابا محمد  داده .تا اخر دنیا من و بابا محمد عاشقیم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان رضا جونی
5 اردیبهشت 91 19:16
پست نیایشت معرکه بود عزیزم
بغض گلم رو گرفت و دوست نداشتم مطلبت تموم بشه


مرسی ممنون
مینا
7 اردیبهشت 91 18:26
کارهای خدا همیشه حکمت داره مکه رفتن تو هم پر از حکمت بود تا این فرشته کوچولو رو خدا بهت بده


عزیزم بهت نمیاد حرفهای عرفانی