کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

دوست داشتن

سلام به بهترین پسر دنیا   2 شب یاد گرفتی بگی کی دوست داری نه ببخشید کسی نه؟ فقط بابا مجمد هر موقع بهت میگیم بابا محمد چندتا دوست داری 5 تا انگشتات میاری بالا و میگی هیتا  وقتی میگیم مامان منا رو چندتا دوست داری؟ فقط نگاه مکنی دیگه بقیه بماند. اصلا فکر کنم تو دنیا عاشق بابامحمد هستی فقط بابامحمد هیچ کس دیگه اونم که برای تو چیکار میکنه بعضی وقتا من حسودیم میشه ولی من عاشق 2 نفرتون هستم ...
3 تير 1391

تلفن

پسر گلم هر روز کارهای بامزه انجام میدی چند روزی تلفن بازی میکنی گوشی من یا تلفن خونه رو بر میداری شماره میگیری بعد روی گوشت میزاری و شروع به حرف زدن میکنی و باید  راه بری و صحبت کنی اگه سر حال هم باشی دیگه من جق ندارم تلفن صحبت کنم داد میزنی گوشی از من میگیری که صحبت کنی با کسی تلفنی صحبت نمیکمی خودت با خودت صحبت میکنی فدای این کارت برم   ...
2 تير 1391

15 ماهگی

             کورش جونم امروز ١٥ ماهت شد ویا یک سال و سه ماهت در این مدت من و بابا محمد در کنار عشق زندگیمون از لحظه لحظه اش استفاده کردیم ولذت بردیم  امیدوارم  تمام ثانیه های زندگیت شاد و خوش باشی اندازه ستاره های دنیا عاشقتیم به این مناسبت یکی از سخنان کورش کبیر مینویسم من تو دنیا از ٣ اهنگ خوشم نمیاد صدای گریه کودکی از بی مادری صدای مجرمی از بی گناهی صدای عاشقی از جدایی   من وبابا محمد با تموم وجودمون میگیم       ...
1 تير 1391

شیطنت

سلام به همه حال واحوال همگی که خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدارو شکر پسر گل مامان چطور؟ چقدر شما الان اروم هستی ؟ برای اینکه الان خواب هستی کورش جونم میدونی فردا چه روزی به ماه قمری فردا تولد بابا محمد هوووووووووووررررررررررررااااااااااا بابا محمد مبعث به دنیا اومده  . پس من وشما با تمام وجود بهش میگیم  دوست داریم عاشقتیم وتولدت مبارک این قلبم بهش هدیه میدیم انشالله روز تولد ش یک پست قشنگ درست میکنم کورش جون امروز دوباره شیطونی کردی من دیگه دوربین کنار نمیزارم همیشه لب دست گذاشتم تا از کارهای بامزه ات عکس بگیرم  امروز تا من در فریزر باز کردم سریع خودت رسوندی ودیگه نذاشتی درش من ببندم ومن کنار زدی د...
28 خرداد 1391

سپاسگزارم

وای عزیزم امروز روز تولدم  من خیلی خوشحالم  امروز یکی از ما مان نی نی ها من سورپرایز کرد اصلا فکرشم نمیکردم منظورم مامان رضا جونی  به مناسبت تولد من تو وبلاگش یک پست مخصوص من درست کرده الان که مثل همیشه رفتم به وبلاگش سر بزنم دیدم وای خیلی خوشحال شدم بهترین هدیه ای بود که گرفتم چون اصلا انتظارش نداشتم  عزیزم امیدوارم بتونم جبران کنم ملیحه جون از اینجا هزارتا بوست میکنم ومیگم ممنون بابت هدیه زیبایت  داشت یادم میرفت ادرس وبلاگش بدم هر کی دوست داشت بره ببین  www.rezajoon.niniweblog.com ...
25 خرداد 1391

استخر توپ

سللللامممممممممممم به عزیزتر از جانم امیدوارم هر موقع  مطالب وبلاگت میخونی تندرست وشاد باشی من و بابا محمد از اینجا تا اسمون عاشقتتتتتییییممممممممممممممم   کورش جونم من وبابا محمد 3 ماه قبل برات استخر توپ خریدیم  استخرش خیلی بزرگ هر چی توپ میرزیم پر نمیشه تازه رنگ صورتی استخرت با دندونات سوراخ کردی بازم خیلی کوچیک نشده الان 450 توپ داخلش ولی بازم خالی تو هم علاقه خاصی بهش داری خودت میری داخلش بازی میکنی از من یا بابا محمد دعوت میکنی بیایم داخلش البته با داد از ما دعوت میکنی حسابی ازش خوشت اومده .عزیزم چنان شیرجه میزنی انگار تو استخر اب شیرجه میزنی حسابی باهاش بازی میکنی اینم مدرک ...
24 خرداد 1391

اتلیه

فرشته نازم امروز عصری وقت اتلیه داشتی تا با لباسهای تابستانی عکس بگیری البته همه این لباسهای تابستونی که داری استفاده میکنی و عکس میگیری همه سوغاتی هایی هستش که بابا محمد برات اورده  . تو اتلیه حسابی خسته شدی اخه  اونجا شروع کردی به بازی کردن . چند تا لباسات موند که قرار تا اخر هفته دوباره بریم اتلیه برای بقیه امیدوارم این دفعه اتلیه رفتیم اذیت نکنی نخواهی اونجا بازیگوشی  کنی باشه مامان ...
20 خرداد 1391

تولد عسل

سلام سلام صد سلام به گل پسرم امیدوارم همیشه حالت خوب باشه سر حال باشی . وووووواااااای پنجشنبه عالی بود .تولد عسل همه بودن زن و مرد قاطی بابا محمد یک سورپرایز داشت کادو برای عسل نخرید . کادو براش ارکس اورد  دیگه تا ساعت ١ بامداد گروه موسیقی زدن وهمه می رقصیدن   به خصوص من وبابا محمد حسابی رقصیدیم یاد عروسی خودمون افتادم  اون روز هم همین طور بود .  وای عزیزم شما هم کمی رقصیدی چون همه چراغها خاموش بود ورقص نور بود کمی بهونه میگرفتی  مشکل خاصی نبود . مهمون ها شام که خوردن کم کم رفتن ساعت نزدیک ٣ ما هم رفتیم منزل خودمون من  لباست عوض کردم وبرات شیر اوردم تا کمی شیر خوردی خوابت برد انگار بیهوش شدی ع...
19 خرداد 1391

گردش

عشق من وبابا محمد امیدواریم هر روز بهت خوش بگذره   شما ومن بابا محمد و باباییو مامانی و عمه لیلا وعسل واترین و 2 تا عموها رفتیم قمصر هوا خیلی خوب بود خیلی خوش گذشت  عزیزم تو فقط تو سبزه ها با 2 تا عمو ها وبابا محمد بدو بدو میکردی   حسابی خوشحال بودی موقع خوردن سوپت ظرف سوپ بر عکس کردی وحال من گرفته شد برای همین کمی زودتر امدیم منزل تا شما غذات بخوری الهی  فداش عزیزم اماده شدی بریم قمصر   ...
19 خرداد 1391

حمام

کورش عزیزم امروز حسابی خسته شدی الانم که برات مینویسم مثل فرشته ها خوابیدی فداتتتت  امروز صبح بابا محمد رفت تهران وقرار شب برگرده من وشما تنها هستیم امروز کار خاصی ندارم برای همین تصمیم گرفتم ببرمت حمام حسابی اب بازی کنی    برای اینکه فردا دیگه نمی رسم حمامت کنم کار دارم اخه فردا تولد عسل جون هستش همه فامیل دعوت کرده دیگه خبرهای تولد فردا میدم     حسابی خوشحالی داری اب بازی میکنی   وقتی از حمام امدی بیرون حسابی  ناراحت     ...
17 خرداد 1391