کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

پازل

سلام پسمل ناز و قشنگم    روز به روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم امروز بیشتر از دیروز دوست دارم فردا بیشتر از امروز عاشقتم  بابا محمد برات پازل گرفته بابا محمد ممنون بابت پازل با این همه کار به فکر بازی کورش هم هستی  پازل اجزای صورت هستش حسابی باهاش مشغول هستی الان قشنگ دماغت نشون میدی تا حدودی گوشهاتم یاد گرفتی الهی من قربون هوشت برم گل پسرررررررممممممممم اینم عکس پازل ...
16 خرداد 1391

عسل و اترین

پسر گلم پیشاپیش روزت مبارک کورش جونم امروز قرار نزدیک ظهر عمه لیلا و عسل جون و اترین جون از مشهد بیان . وتقریبا 2 هفته ای خونه مامانی وبابایی هستن .   شما عزیزدل منم حسابی خوشحالی برای اینکه دورت شلوغ شده با عسل که حسابی حال میکنی با هم بازی میکنید اونم چون شمارو دوست داره گوش به حرفت میده . راستی عسل جون واترین جون هم برات سوغاتی  اوردن . دست گلشون درد نکن .      کورش و عسل و اترین   اترین جون   اینم شما هستی با سوغاتیت   ...
14 خرداد 1391

روز پدر

  به سلامتی پسری که پولهای مچاله شدشو اروم گذاشت جلوی فروشنده وگفت برای روز پدر یک کمربند میخوام فروشنده گفت چه جنسی باشه ؟ پسر گفت فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه از طرف کورش به بابا محمد پدرم راه تمام زندگیست... پدرم دلخوشی همیشگیست روزت مبارک بابا جون     ...
13 خرداد 1391

نگرانی

الهی فدات بشم پسر گلم خدا رو شکر بهتر شدی .اما امشب که میخواستم مای بی بی تو عوض کنم  وقتی بازت  کردم دیدم روی پات پر از کریستال هستش که دفع کردی  اگه هر موقع هم که دفع میکردی چندتا بیشتر نبود . چند وقتی هم  بود که دیگه دفع نمیکردی امشب خیلی زیاد بود.من و بابا محمد هم حسابی نگران هستیم تا صبح ببریمت ازمایشگاه تا ازمایشهای لازم انجام بشه .    من که حسابی نگرانم امیدوارم مثل همیشه مشکل خاصی نباشه . الان کنار من خواب هستی  مثل یک فرشته کوچولو . خداجون بابت همه نعمت هایت ممنون     عزیزم خدارو شکر مشکل خاصی نیست البته هنوز دکتر خودت جواب ندیده دکتر ازمایشگاه...
10 خرداد 1391

وسایل بازی

کورش جون مامان وبابا  شما بازیهای خطرناک میکنی با اسباب بازیهات اصلا بازی نمیکنی فقط تا نو هستن بازی میکنی  خرابشون که کردی دیگه محل بهشون نمیذاری  فقط دوست داری باسیم برق بازی کنی وهیچ وقت ازش خسته نمیشی .چند روز ه هر چی سیم دستت میاد میخواهی تو پریز برق بکنی اینم مدرک             ...
8 خرداد 1391

سوغاتی

  عزیزم مامان لیدا هفته قبل رفته بود شیراز  وقتی برگشت برای شما سوغاتیهای جالبی اورد یکی از این سوغاتیها خیلی بامزه بود مجسمه کورش کبیر برای کورش صغیر اورده . عزیزدل منم وقتی دید خیلی خوشحال شد و دیگه نمیذاشت کسی دست بهش بزنه اینم عکس کورش کبیر     ...
8 خرداد 1391

شیطنت

سلام قند و عسل خدارو شکر امروز بهتر شدی   منم که حسابی خوشحالم که شما بهتر شدی  خلاصه امروز مشغول بازی بودی منم با خاله سارا تلفنی صحبت میکردم یک لحظه ازت غافل شدم وای چیکار کردی بسته ماکارانی بر داشتی انداختی روی زمین وهمه پخش شد کف زمینم  حال کردی سریع هم نشستی تا با دستت پخش کنی منم که مشغول صحبت بودم اول از هنر نمایی شما عکس گرفتم بعد همه ماکارانی هارو  جمع کردم بفرمایید ببینید   ...
8 خرداد 1391

بیماری

گل پسرم امیدوارم هیچ نی نی روی کره زمین هیچ وقت مریض بشه      بخاطر اینکه خودش که اذیت میشه مامان نی نی  بیشتر اذیت میشه بخصوص نی نی نتون بگه کجام درد داره و چه حالی دارم   عزیزم شنبه که از خواب بیدار شدی عطسه میکردی و ابریزش بینی هم داشتی منم قطره توی بینیت کردم وهم شربت حساسیت بهت دادم تا شب کمی بهتر میشدی ولی دوباره مثل قبل میشدی قرار شد فردا ببرمت دکتر .   یکشنبه هم از خواب بیدار شدی مشکل دیروز هنوز داشتی ظهر به سختی سوپت دادم بهت  بعداظهر خوابت برد هنوز یک ساعت از خوابت نگذشته بود که سریع چشمات باز کردی ومثل چی استفراق میکردی همراه با گریه همه دورت استفراق ...
4 خرداد 1391