کورشکورش، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه سن داره

بهونه ی زیبای زندگی

سرما خوردگی

  شنیده ام شقایقها هرگز نمی میرند پس تو را دوست دارم تا مرگ شقایق ها   کورش عزیزم این چند روز امیدوارم زود زود بگذره برای اینکه حسابی اذیت شدی اون از کلیه و معده نازت حالا هم سرما خوردی شدید از سه شنبه که مهمونها رفتن حالت حسابی بهم ریخته سرفه های وحشتناک ابریزش هیچی هم  نمی خوری  دکتر رفتیم حسابی دارو داده حالا هم برای سرما خوردگی باید دارو بخوری وهم باید داروهای قبلی بخوری .اصلا حوصله هیج کاری نداری فقط بهونه میگیری سریع گریه میکنی عزیزم میدونم چقدر اذیت میشی درد معده هستش وسنگ کلیه هستش و حالا سرما خوردگی شدید داری این چند روز همش داری دارو میخوری    فقط از خدای مهربون میخوام هیچ&nbs...
1 مهر 1391

مهمونی

عشق مامان سلام خوبی شما ؟ خوش میگذره ؟ عزیزم امروز خسابی سرمون شلوغ بود هم مهمون داشتیم و همین طور مهمونی هم باید میرفتیم .امروز دوستای من قرار بود بیان خاله سارا والهام والهه .خاله سارا 2 تا بچه داره 2 قلو هستن اسمشون کوثر و ابوالفضل هستش الهام والهه هم هر کدوم یک پسر دارن که از شما کوچکتر هستن حسابی بازی کردید همه خونه رو بهم ریختید ساعت 8 رفتن و من وشما هم رفتیم کارهامون کردیم که با بابا محمد بریم خونه دایی بابا محمد اونجا هم پر بچه بود عسل واترین وهلیا و هانیه وکیانا وسینا  شما هم فقط با سینا و عسل بازی میکردی جسابی بازی کردی نزدیک 1 اومدیم خونه وشما از خستگی خوابت برد ولی حیف دوربین نبردیم مهمونی تا از همه بچه ها غک...
27 شهريور 1391

ادامه بیماریی

ستایش می کنیم خداوند را به خاطر  کسی که وجودش همه وجود ما هستش  کورش جونم خوبی مامان؟ ؟؟؟؟؟؟؟ من خیلی نگرانم عزیزم دیروز رفتیم دکتر دوباره معاینه ات کرد گفت گوشت خوب شده ولی برای رفلکس معده ات باید    تا 6 ماه دارو مصرف کنی و فعلا هم نمیتونی شیر بخوری فقط شیر خشک مخصوصی که دکتر داده باید بخوری برای سنگ کلیه هم محلول باید بخوری تا ماه ابان برای ماه ابان باید دوباره ازمایش و سونو بدیم وبا خودت ببریم دکتر ببین دکتر گفت وقتی بچه ای سنگ کلیه و رفلکس با هم داشته باشه درد های وحشتناکی داره وقتی تو خواب گریه میکن خواب بد نمبینه بلکه از درد گریه میکن الهی من فدات بشم که درد داشتی اون وقت ما فکر میکردیم خو...
26 شهريور 1391

گردش

قلب مهربانت را با همه زیبایی های دنیا عوض نخواهیم کرد سلام کورش جونم امیدوارم سر حال باشی عزیزم چند روز دارو هات می خوری  خدا رو شکر به نظر میاد بهتری دیگه زور نمی زنی ادرار کنی شکمت هم خیلی کوچیک شد همه نفخ بود که داشتی دیشب وقتی بازت کردم یه خورده سنگ دیدم کنار گذاشتم تا بدیم ازمایش  اخه دکتر دارویی که داد برای خورد شدن سنگت فکر کنم خورد شده حالا قرار شنبه بریم تهران هم خودت دوباره ببین وهم جواب ازمایشت گرفتیم ببریم نشون بدیم امیدوارم بگه مشکلی نیست داشت یادم میرفت دیروز با ٢ تا عموها ومامانی و بابایی و عمه لیلا و عسل جون واترین جون رفتیم ابیانه خیلی خوش گذشت حسابی بدوبدو کردی حال کرده بودی نزاشتی زیاد عکس ازت بگیر...
25 شهريور 1391

بیماری عشقم

سلام عزیزم مامان ١ ساعت از تهران اومدیم خیلی خسته هستم ٤٨ ساعت من ٥ ساعت خوابیدم وخیلی ناراحت واعصبانی هستم از دست این کاشان با این دکترهاش که به درد هیچی نمی خورن نمیدونم کی مدرک داده به اینا بزار از اول برات تعریف کنم    شما تقریبا ١ ماهت بود که شروع کردی به کریستال دفع کردن اون موقع٣ تا دکتر متخصص کودکان بردیمت گفتن ازمایش بده وگفتن اصلا چیز مهمی نیست سونو گرافی هم نیاز نداره منم وقتی دیدم دکترها میگن مهم نیست دیگه دنبالش نگرفتم تا الان هم هنوز بعضی وقتا کریستال دفع میکنی خلاصه تا ٢ هفته پیش که بعضی وقتا الکی سر پا می شستی و زور میزدی  شبها هم از درد دل خوابت نمی برد وهمش دستت به گوشت بود بردیمت دکتر معاینه کرد وم...
19 شهريور 1391

احساسی

 چشمای  بسته ی تو رو با بوسه بازش میکنم  قلب شکسته ی تو رو خودم نوازش میکنم  نمی ذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی  تا وقتی من کنارتم به هر چی می خوای می رسی  خودم بغل می گیرمت پر میشم از عطر تنت  کاشکی تو هم بفهمی که میمیرمت از نبودنت  خودم بجای تو شبا بهونه هات می شمرم  جای تو گریه میکنم جای تو غصه می خورم  من واسه داشتن تو قید یه دنیا رو زدم  کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیام بدم   ...
17 شهريور 1391

اب خوردن

     عشق زندگیم نمیدونم چه جوری ذره ای از دوست داشتنم بهت نشون بدم  اگه میتونستم همه غصه هات مال خودم میکردم بجاش همه شادیهام به تو میدادم  کورش جونم وقتی نگات میکنم وقتی بهم میخندی دیگه هیجی نمیخوام الان چند روز دلت درد میکن رفتیم دکتر دارو داد فایده ای نداشته حالا برات ازمایش داده با سونو گرافی دکتر گفته شاید نیاز باشه عکسم بگیری  من و بابا محمد خیلی نگرانیم امیدوارم مشکلی نباشه وقتی من وبابا محمد میبینیم تو عزیز دلمون مریضی دیگه حوصله هیچ کاری نداریم دوست داریم ما مریض بشیم که تو مشکلی نداشته باشی امروز خونه مامانی وبابایی بودیم از لیوان بهت اب دادم خوردی  وقتی اب &nb...
10 شهريور 1391